غزلی تقدیم به یاران بلاگفا

 

وقتی حضور سبز تو کم رنگ می شود

خیلی دلم برای شما تنگ می شود

 

از بس که شور می زند انگار سینه ام

راه عبور عقرب و خرچنگ  می شود

 

چون  کفترِ شکسته پرِدور از آشیان

دیوار و در به روی پرم سنگ می شود

 

ویرانه ای که چهره اش از رنجِ اضطراب

طفل پناه جوی پس از جنگ می شود

 

انگار خوشه خوشه غم از باغ خشکِ بخت

بر سقف خانه ی دلم آونگ می شود

 

دل را اگر به سردی آهن بسازمش

می سوزد و در آتش تو زنگ می شود

 

وقتی که  خسته می شوی و قهر می کنی

وقتی سکوت با تو هماهنگ می شود،

 

حتی سکوت گوش مرا می خراشد و

حتی غزل به چهره ی من چنگ می شود

 

هر ثانیه  بدون تو یک سال می شود

هر یک قدم  برابر فرسنگ می شود

 
باور کن ای رفیق که در نیمه راهی ات

پای غرور یوز پلنگ  لنگ می شود

 

درچشم من که سهل، به چشم تمام شهر

دنیا سراب  نی ، که نیرنگ می شود

 

بی اعتباری دل و بی مهری کسان

دارد بدل به شاخص فرهنگ می شود

 

                               رضا قربانی - خرداد95